اكبر ترابى شهرضايى

267

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

زنا و لواط هست ؟ اين نسبت ، صريح در اين معنا است كه نطفه‌ى تو در حال حيض تشكيل شده است ؛ و يا اسناد « شارب الخمر » چه ربطى به زنا و لواط دارد ؟ صاحب جواهر رحمه الله به اين نكته اشاره نكرده است . صاحب جواهر رحمه الله « 1 » به نكته‌ى ديگرى در اين عبارت اشاره دارد ؛ مىفرمايد : قيد « بما يكرهه المواجه » مفيد چيست ؟ « مواجه » به معناى مخاطب است ؛ در باب قذف چه‌بسا مقذوف در مجلس قذف حاضر نباشد ، وقتى قاذف مىگويد : « يابن الزانية » قذف در رابطه با مادر مخاطب تحقّق پيدا مىكند ؛ هرچند در آن‌جا حاضر نباشد . آوردن قيد « بما يكرهه المواجه » براى فرق گذاشتن بين دو باب است ؛ و اين بيانگر راه نداشتن احتمال اوّل درباره‌ى تعريض است ؛ زيرا ، اگر مقصود از آن ، كنايه در برابر صراحت و ظهور لفظى بود ، بايد فرقى بين حاضر و غايب نباشد ؛ همان‌گونه كه در باب قذف فرقى نيست . لذا ، خصوصيّتى كه اخذ اين قيد افاده مىكند ، ناراحت شدن و اهانت كردن به مخاطب است ؛ و اين معنا با احتمال دوّم مناسبت دارد . * مقصود از « و لم يفد القذف في عرفه ولغته » اين است كه آن كلام در عرف و لغت متكلّم مفيد قذف نباشد . در ابتداى بحث قذف ، اين مطلب مطرح شد ؛ كلامى كه از متكلّم صادر مىشود ، اگر در عرف متكلّم و يا عرف مخاطب آن را قذف بدانند ، عنوان قذف محقّق مىگردد ؛ ولى اگر اين عنوان صادق نبود ، و فقط سبب استخفاف و ايذاى مخاطب شد ، در اين صورت ، تعزير ثابت مىشود . * مثال‌هاى « أنت ولد حرام » يا « ولد الحيض » هيچ صراحت و ظهورى در اسناد به زنا ندارد ؛ زيرا ، « ولد حرام » مصاديق زيادى دارد ؛ چرا كه همان‌گونه كه وطى زنايى حرام است ، وطى در حال حيض يا روزه يا احرام نيز حرام است ؛ و اگر اين گفته جنبه‌ى تعريضى به زنا داشته باشد ، باز مفيد قذف نيست . * اگر به همسرش بگويد : « ما وجدتك عذراء » - تو را باكره نيافتم - معنايش اسناد به زنا نيست ؛ زيرا ، زوال بكارت هميشه معلول تحقّق زنا نيست ؛ ممكن است به لغزيدن و يا . . . حاصل شده باشد . در اين‌باره ، يكى دو روايت وجود دارد كه بايد در آن‌ها تأمّل كرد .

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 609 ، باب 17 از ابواب لعان ، ح 1 .